الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

94

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

الرَّفْع : برداشتن ، و گاهى در بارهء اجسام است كه آنها را از جايشان برمىدارى در آيات : ( وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ - 63 / بقره ) و ( اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها « 1 » -

--> ( 1 ) از آيهء فوق و عبارت ( بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ) دانسته مىشود ، كه نيرويى غير محسوس در برپا داشتن و جريان آسمانها و كرات مؤثّر است كه از نوع نيروهاى مادّى و محسوس نيست زيرا نفى عامل محسوس ، اثبات عامل ديگرى است كه غير محسوس است . در آيه هم مىگويد : اللّه كسى است كه آسمانها را به غير از ستونهاى بسيار زيادى كه شما ببينيد و محسوس نيستند بر پا داشته است هر چند كه شما در نيابيد - تَرَوْنَها صفت عَمَدٍ است پس - به غير عمد مرئيه - يعنى براى آسمانها ستونهايى هست كه بدون ستونهاى ديدنى است يعنى آسمانها عواملى غير محسوس و نگهدارنده دارند كه كارگزاران آفرينشند . فخر رازى پس از بحث مفصّلى مىگويد : نظرى كه از همه نيكوتر است ، اينكه آسمانها به قدرت خداى تعالى برقرارند و - عمدها هو قدرة اللّه تعالى فنتج ان يقال انّه رفع السّماء بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها اى لها عمد فى الحقيقه الا ان تلك العمد هى قدرة اللّه تعالى و حفظه و تدبيره و ابقائه ايّاها فى الجوّ العالى و انّهم لا يرون ذلك التّدبير و لا يعرفون كيفيّة ذلك الامساك . يعنى : نتيجهء اينكه گفته شود آسمانها را در حقيقت با ستونهائى برافراشته هر چند كه شما آنها را نبينى و آن قدرت خداونديست و حفظ و تدبير او كه آنها را در جو با عظمت جهان باقى و بر پا داشته و ايشان ، آن تدبير را نمىبينند و كيفيّت نگهداشتن آن را هم نمىشناسند ( تفسير كبير - 18 / 222 ) چهار صد سال قبل از نيوتن . ابو عبد اللّه ياقوت حموى مىنويسد : انّ الارض مدوّرة كتدوير الكرة موضوعة فى جوف الفلك : زمين همچون گويى مىچرخد و در وسط فلك قرار گرفته است . و سپس در بارهء نيروى نگهدارندهء زمين در فضا و اجسام بر روى آن مىنويسد : لأنّ الارض بمنزلة حجر المغناطيس الّذى يجتذب الحديد و ما فيها الحيوان و غيره بمنزله الحديد . زمين مثل آهن ربا كه آهن را جذب مىكند زمين هم نيروى جاذبه دارد و جانداران را همچون آهن به خود جذب مىكند . ابن بردهء دانشمند گرانقدر مسلمان سياه پوست در قرن هفتم هجرى يعنى 700 سال قبل و 400 سال قبل از گاليله - كپرنيك - نيوتن ، عامل نگهدارندهء زمين و كرات را در ميان فضا نيروى غير محسوس و نامرئى كه خداوند در طبيعتشان نهاده مىداند . و بعد مىگويد : و اجزاء الفلك تجذبها من كلّ وجه فلذلك لا تميل الى ناحيه من الفلك دون ناحيه لان قوّه الاجزاء متكافئه : همهء اجزاء فلك يعنى آسمانها ، زمين را از همه طرف جذب مىكنند و لذا مىبينيم كه تمايل به يك سوى ندارد زيرا نيروى جاذبهء جهان و آسمانها از همه سوى به طور مساوى بر زمين وارد مىشود . سپس مىگويد : لأنّ فى طبع الفلك ان تجتذب الارض - زيرا در سرشت و خلقت آسمان نيروى جذب كننده نهاده شده كه زمين را جذب مىكند و مىگرداند . نتيجه اينكه آيه مىفرمايد : اللّه كسى است كه آسمانها را با عواملى به غير از ستونهايى كه شما آنها را نمىبينيد بر پا داشته است و اگر آن عوامل كارگزار آفرينش در كار نبود مىگفت : هو الّذى رفع السّموات و .